درتهران بزرگ باعلیرضا جاوری وخانمش بیتاجان

من چند روزی که برای اجرای تلویزیونی در برنامه صبح آمد به تهران آمده بودم، مهمان علیرضا جاوری و خانمش بیتا جان  بودم.این زوج جوان واقعا" منو شرمنده خودشون کردند.در اولین شب مهمانی به همراه آنها برای صرف شام به پارک ساعی رفتیم.

 من هیچ وقت ساندویچی به اون خوشمزگی نخورده بودم.شاید بگین چه ساندویچی بود؟میگم:ساندویچی که علی جان گرفته بود زاپاتا مخصوص بود.من اولین باری بود که سانویچ به این با حالی می خوردم واقعا" جای شما خالی.اگه گفتین چرا با حال؟ آخه از بس که ترکیبات جورواجور توش ریخته بودن تشخیص مزه اش سخت بود.

وقتی تو پارک ساعی نشسته بودیم کنارمون یه خانواده بودن که بچشون همش گریه می کرد یه جوری قضای اطرافو با موسیقی گریش پر کرده بود.در حین شام هم یه گدای باحال به پستمون خوردکه خیلی ادبیات توپی داشت اون جوری کلماتو کنار هم می چید که انگار تحصیل کرده بود.

شب به محل اسکان که خونه دایی علی حیدر بود ودر پاسداران، آمدم و خوابیدم که برای برنامه فرداش آماده می شدم.

ظهر جمعه هم مهمان علی جان و خانم محترمش بودم.اونا واقعا"کاری کردند که من دیگه روم نمیشه خونشون بیام.ناهار جوجه کباب بود.علی هم زحمت کبابشو کشید اونم تو تراس با این گرمای هوا و دودش که تمامی واحدو ور داشته بود ،منم که تجربه سیخ گرفتنم خوب بود مرغ ها رو سیخ گرفتم .بیتا خانم هم با اون دسپخت کردی کرمانشاهیش زحمت پلو ،سالاد،مخلفات و چیدن سفره رو عهده دار بود.به هر حال چسبید جای همه شما خالی.

بعد از ناهار هم کمی تلویزیون دیدیم و در مورد رسانه وحاشیه هاش کمی حرف زدیم.علی جاوری خودش یه جورایی تو کار رسانه اس آخه تدوینگر قهاریه و کارشو خوب بلده.قبلا" برا شبکه خوزستان کار کرده و شاگرداش تو اهواز تدوین گر شبکه خوزستان هستند.بعضیشون هم شرکت خصوصی زدند.

 

من برای این دو زوج عاشق آرزوی موفقیت دارم و از خدا می خوام همیشه خندهاشون از ته دل و گریه هاشون از سر شوق.

 

/ 8 نظر / 15 بازدید
منوچهربرون

شهرام جان از اینکه می بینم با ذوق وعلاقه دنبال کار اجرا هستی به عنوان یک هم تبار ویکی از تهیه کنندگان سیم وواقعا بخود می بالم امیدوار م پشرفت حضرتعالی را در تما عرصه ببینم

ماریا

همش شد چی خوردیم!!!!

علیرضا جاوری

سلام شهرام جان .مارو شرمنده نکن .افتخار من در جامعه و دانشگاه اینه که توروبرادر خودم میدونم و مطمئن باش درب خونه ما همیشه به روی تو باز خواهد بود و هرکاری که از دست خودم و همسر مهربانم بیتا جان که هر چی دارم از اونه بر بیاد با دیده منت برات انجام خواهم داد.یا علی

حسون

خوزستاني ها اگه به شهرياري ميگن توانا به حسنيان نميگن ..... بعد اگه از شريعتي ميخوني و قبولش داري حرف زدن با اينايي كه اسم بردي گفتن و خدا نكرده قيافه نداره........... خودت باش بي هيچ تعلقي به اين و ان.......... توانا خداست.........

مجید

سلام نمیدونم سال نو رو تبریک بگم یا بابت فوت همکارتون تسلیت بگم واقعیت امر خودم باور نمیکردم جناب صفدری همونی باشه که فکرشو میکردم تا اینکه تصویرشو در وبلاگ شما دیدم چون اسما خیلی نمی شناختم فقط تصویرشو دیده بودم . مجری خوش سیما و مسلط به کارش بود . خدا رحمتش کنه . فعلا که سال 90با خبرای بد شروع شده انشالله در ادامه خبرای خوب خوب بهمون برسه .[گل]

شهرام

گيرمي دركل؟

شهرام

خيلي ازخودت رازي هستي دروغگو .بعدا ميفهمي چه غلطي كردي