مجری برنامه ماه عسل "ویژه افطار رمضان شبکه 3" به جلوی دوربین آمد

 بر خلاف بسیاری از پیش بینی های مردم و اصحاب رسانه،اجرای برنامه ماه عسل ویژه افطار ماه مبارک رمضان شبکه ٣ در سال ٨٩ "را نه فرزاد حسنی ونه احسان علیخانی بلکه حسن جوهر چی(فرهاد فاصله ها)به عهده گرفته و از بزرگترین قاب تصویری ایران ،رسانه ملی متعلق به مردم (شبکه ٣سیما)  جلوی دوربین می آد.

شاید اگه بخوایم تعریف درستی از مجری ارائه کنیم بایستی بگیم یه مجری خوب باید علاوه بر داشتن ظاهری آراسته ،سوادی رسانه ای ،دایره واژگان متنوع،شناخت مناسبی از اوضاع واحوال موجود در جامعه ،صدایی گرم و مردم پسند،حسی کاملا" مردم دوستانه در عین حال قابل قبول برای مردم ویه کم راحت تر (به دل بشینه)بایستی  کمی هم از بازیگری سر رشته داشته باشه ولی اگه خیلی مثل بازیگر تو فیلم و سریالهانبود دلیل بر عدم توانایی او برای اجرا  در رسانه ملی اونم شبکه ٣به حساب نمی آد.

جوهرچی شاید بازیگر قابلی باشه ولی اجرای  این برنامه با مخاطب میلیونیش برای او خیلی خیلی زیاد است و به قول قدیمی ها پا تو کفش بزرگی کرده امیدوارم بتونه تا آخرش دوام بیاره و رضایت حداقلی بیننده های پروپاقرص و تعصبی شبکه سه رو فراهم کنه.

مردم در این سالهای اخیر واقعا" خودشون یه پا کارشناس رسانه به شمار می آن و دیگه و این دوره اخیر  مثل قبل نیست که بشه با پند و نصیحت های آمرانه مجری  اونارو جلوی گیرندهاشون نگه داشت.

هر برنامه فضای خاص  به خودشو داره .مردم بیشتر از هر کسی می دونن که بعضی برنامه ها رو باید بازیگرها اجرا کنن ولی برنامه افطار ترکیبی از همه ویژگیها در اجراس اونقدر که حس و بیان و حرکت مهمه دایره واژگانی مناسب رمضان دو چندان مهمتره.

بازیگر نقش فرهاد در فاصله ها شاید نقش فرهاد رو با هنرمندی تمام اجرا کنه ولی برنامه افطار باید" خود حسن جوهرچی باشه" نه کم نه زیاد.اجرای چنین برنامه ای منهای تموم ویژگیهای هنری یه حس معنوی قوی وقابل لمس برا بیننده بدون هیچ ریایی شرط اساسی اونه.

به هرحال هیچ کس از جزییات دلیل انتخاب جوهرچی به عنوان مجری  ماه عسل با خبر نیست به عبارتی از اونجا که رسانه متعلق به مردمه و ملی به حساب می آد .احتمالا" یه مصلحتی بوده که مجری های توانمند،مردم دوست ،حرفه ای ،رک،بی ریاو ... مثل احسان علیخانی ،فرزاد حسنی ،رضا رشید پور و استاد رضاصفدری و...امسال به اجرای برنامه نپرداختند.

من و تموم همکاران رسانه ای  در حوزه اجرا زمانی احساس می کنیم تموم خستگی هامون از تن بیرون رفته و شادمانیم که رضایت اکثریت مردم رو به دنبال داشته باشه.

برای حسن جوهرچی هم آرزو می کنم بتونه خودش باشه و تو این میهمانی رسانه ای بیشتر از همه به فکر رضایت مردم و انتقال حس خوب و قشنگ به اونها باشه چرا که اجرای دم افطار واقعا" کار آسونی نیست.

/ 4 نظر / 18 بازدید
علیرضاجاوری

سلام .من فکرمیکنم انتخاب آقای جوهرچی هیچ دلیلی نداشت جز اینکه تهیه کننده نتونست بامجریان مجرب قبلی ارتباط برقرار کنه ولی از نظر هوشی نست به انتخاب آقای جوهرچی اقدام کرد که بتونه فرهاد بازیگر در فاصله ها در ادامه برنامه وی}ه افطار رو داشته باشه .به نظر من آقای جوهر چی توی این برنامه حکم یه مهمان رو داشت تا یه مجری چون اون انرژی رو که مجریا بین 10.15 نفر مهمان هم ازخودشون نشون میدن و اونها رو با مهمانها متمایز میکنه رو نداشت و تنها به یه لبخند در بین صحبت مهمانها بسنده می کرد و مجرشدن ایشون هم برای من و همسرم متعجب کننده بود تا دلچسب تر.یا علی

علیرضاجاوری

سلام .من فکرمیکنم انتخاب آقای جوهرچی هیچ دلیلی نداشت جز اینکه تهیه کننده نتونست بامجریان مجرب قبلی ارتباط برقرار کنه ولی از نظر هوشی نست به انتخاب آقای جوهرچی اقدام کرد که بتونه فرهاد بازیگر در فاصله ها در ادامه برنامه ویژه افطار رو داشته باشه .به نظر من آقای جوهر چی توی این برنامه حکم یه مهمان رو داشت تا یه مجری چون اون انرژی رو که مجریا بین 10.15 نفر مهمان هم ازخودشون نشون میدن و اونها رو با مهمانها متمایز میکنه رو نداشت و تنها به یه لبخند در بین صحبت مهمانها بسنده می کرد و مجری دشدن ایشون هم برای من و همسرم متعجب کننده بود تا دلچسب تر.یا علی

مقيمي

سلام همكار قديمي نمي دونم من شما رو نمي بينم يا شما كم كار شدين وبلاگتون رو از وبلاگ آقاي طاهري ديدم به هر حال در هر نقطه اين سرزمين كه باشيد براتون آرزوي موفقيت و پيروزي دارم ضمنا ماه عسل فقط با آقاي عليخاني ماه عسل بود. امسال تا الان به جز برنامه آقاي بهمني هيچ كدوم رو تماشا نكردم

یک دوست از روزهای موفقیت

سلام .فرزاد +احسان=حسن .نتیجه این برابری این شده:چند قطره عرق روی پیشانی مادرحالا روی گونه اش نشسته.بشقاب رنگینکها را روی میز میگذارم کناراستکانهای چیده شده روی میز .ساعت را نگاه میکنم ده دقیقه ای تا اذان مانده تلوزیون خاموش است .موبایلم راازروی اپن برمیدارم رادیو اش را روشن میکنم.صدای پر انژی خانم صادقی میپیچد توی اشپزخانه .مادر عرق روی گونه اش رابا پشت دست پاک میکندو میگوید:خداخیرشون نده که خوشی قبل افطارمونو گزفتن.