/ 20 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مژگان

با سلام، من امروز رفتم سر مزار آقای صفدری.می خوام اگه دستم به نوشتن بره در وبلاگم درموردشون بنویسم و خواستم ازتون اجازه بگیرم که اگر از نظرتون اشکالی نداره از یکی دو تا از عکس های عمومی و تکی که شما از ایشون گذاشتید با ذکر منبع استفاده کنم...البته اگر شما اجازه بدید... همه ی ما برای کار ارزشمندی که برای زنده نگه داشتن یاد و خاطره ی این عزیز انجام می دید بسیار احترام قائل هستیم.

hamid

مـن گلــی پــژمـرده دارم در سـرابــی بـی نصیبــی تشنــه کـام قطـره آبــی مـن گلــی خشکیــده دارم بــر مــزاری آرزومـنـــد شـفـــای دســت یــــــــاری در ســـــراب سـیــنــــــــــه ی مــــــن یـــــک گـــــل غـــم تـشـنــــه مــــرده

hamid

شهرام جان من بی صبرانه منتظرم که هر چه زودتر روز موعود فرا برسه و بتونیم بیشتر با زندگینامه این ابر مرد تاریخ اشنا بشیم. من هر وقت دلم میگیره نا خوداکاه به این سایت میامو و با دیدن عکساش خیلی آروم میشم به نظر شما که یکی از بهترین دوستان رضا جان بودین,برای شادی روحش چه کار میشه کرد؟ کار نکرده ای,نماز قضایی,خدایی نکرده دینی گردن کسی نداره که یه وقت اون دنیا زبونم لال در عذاب باشه هر چیزی که هست به ما بگین,خیلی خوشحال میشیم که کاری هر چند کوچک براش انجام بدیم باز هم ازت تشکر میکنم رفیق شفیق من

شقايق

چقدر غم انگيزه محروم شدن از صداي گرمي که سالها بهمون انرژي و شوق زندگي مي داد... و... لبخند زيبايي که تجلي سخاوت مندي يک روح دردمند و صبور در انتشار مهرباني بود. روحش شاد و پروردگارش با او مهربان باد! [گل]

وحیده

خوشا زمستانی که با تو بهاری بود و بدا بهاری که بی تو زمستان است.... در این روزهای داغدار و این شبهای تب زده چگونه باور کنیم خنکای بهار را؟ نه باور نمی کنم که بهار آمده باشد و تو با پیراهن آبی راه راه در حوالی سفره ی هفت سین نشسته باشی و برای ما از عشق گفته باشی...نه باور نمی کنم... باور نمی کنم که دیگر از آن خنده های ساده خبری نیست...باور نمی کنم این تویی که لباس سفید بر تن ات کرده اند و در خاک می گذارندت... کاش تمام اینها یک خواب بود...یک کابوس تلخ.....و کاش مرا یک بیداری شیرین در راه بود........

مریم

سلام اقای ملکی نیا.خواهشا زندگی نامه اقای صفدری رو زودتر بزارید.ما خیلی مشتاقیم.روحشون شاد.

نيا

در رفتن جان از بدن ، گويند هر نوعي سخن من خود به چشم خويشتن ديدم كه جانم مي رود . روحش هزاران بار شاد . كه مرد بزرگي بود

نيا

سلام . خواهش مي كنم من كه كاري نكردم . من كما بيش از زندگي آقا رضا با خبرم البته نه كامل . اما خيلي دوست دارم بدونم شما از همه سختيهاي رضا ي عزيز خواهيد نوشت يا نه . من تصور مي كنم اگر بنويسيد آقا رضا براي هميشه يك اسطوره خواهدشد . من صبوري جند ساله ايشون رو دو روز قبل در خواهر زادشون ديدم . و هزار بار تحسين كرد . اگر عمري باقي بود من هم براي شما مي نويسم

زهرا

لطفاعکسهای جوونیهاشو هم بذاریدرضاصفدری چه صدایی داشت

حاجی رضا، غلامم

حاجی رضا، مرد قصه های قشنگ، مهربان بی ریا، صمیمی بی ادعا، نازنین صبور همیشه متبسم، حاجی، عزیز دل، شبنمی، زعفرانی، فرشته آسمانی، به والله غلامم